تنها که میشوی کم کم غم تمام وجودت را میگیرد ، نیرومند تر از تنهایی در تخریب فکر ، اندیشه ، روحیه ،

انسانیت ، باورها ، همه چیزهای خوبی که میشناسی ندیده ام به عمرم

تنها که میشوی یک مدت احساس خوبی داری ، از شلوغی ها به دوری ، احساس آرامش میکنی ، ولی

زیاد طول نمیکشد ، میفهمی که تو برای تنهایی آفریده نشده ای

میفهمی که تنها بودن کار تو نیست ،

تنها که میشوی ، دوست داری یکی بیاید کنارت و بنشیند ، و به حرفهایی که مدت ها به کسی نگفته ای گوش بدهد ، 

تنها که میشوی دوست داری کسی بیاید و کنارت بنشیند ، و حرفهایی را بزند که مدت ها دوست داشتی بشنوی

تنها که میشوی ساده میشوی ، فکر میکنی همه مثل خودت تنها هستند ،

تنها که میشوی سکوت را  دوست داری ، و عاشق خواندن نگاه هایی ،

تنها که میشوی در اوج بزرگی کوچک میشوی

تنها که میشوی برای دیگران خوش آیند نیستی دیگر

میدانی درد چیست ، درد تنهایی نیست ، درد را وقتی حس میکنی که در تنهایی باشی ، و وقتی بخواهی

خود را نجات دهی تازه میفهمی دستانت بسته هستند ، تازه میفهمی آنقدر در تنهایی خود سکوت کرده ای

که دیگر کار از کار گذشته ، تازه میفهمی برای آمدن به دنیای شلوغ  معیار بودنت خودت نیستی ، معیار ها

بسیار فرق میکند با آنچه تو می پنداشتی ، تازه میفهمی چقدر تنهایی ،

اما تنهایی دوست دارم بگویم میخواهم تنهایت بگذارم ، تا ببینم آن تنهایی ها که در تنهایی به من تنها تحمیل

کردی ،تا کجا میتوانی تنهایی تحمل کنی 

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است