بهانه
با اینکه دلگیرم از تو
ولی منتظر یک بهانه ام برای برگشتن
با اینکه دلگیرم از تو
ولی منتظر یک بهانه ام برای برگشتن
ایام فاطمیه رو به همه دوست داران اهل بیت تسلیت میگم
زمانه دن داریخمی شام ******** یتیبدی غم نهایه ته

پس من نمیتوانم همه چیز را دریک روزبدست آورم !
آموختم که در زندگی تنها این غم هایم نیست که باید شریکی برای آن بیابم ،
بلکه شادی هایم را نیز باید با شریک غمهایم قسمت کنم
وبالاخره آموختم که :
سکوت, قدرت بی انتهاست ، عشقِ نا پیداست ، هستی نا آشناست و دیدن بی انتهاست...
اون قسمت که آبی رنگش کردم خیلی دوست دارم
انسانیت ، باورها ، همه چیزهای خوبی که میشناسی ندیده ام به عمرم
تنها که میشوی یک مدت احساس خوبی داری ، از شلوغی ها به دوری ، احساس آرامش میکنی ، ولی
زیاد طول نمیکشد ، میفهمی که تو برای تنهایی آفریده نشده ای
میفهمی که تنها بودن کار تو نیست ،
تنها که میشوی ، دوست داری یکی بیاید کنارت و بنشیند ، و به حرفهایی که مدت ها به کسی نگفته ای گوش بدهد ،
تنها که میشوی دوست داری کسی بیاید و کنارت بنشیند ، و حرفهایی را بزند که مدت ها دوست داشتی بشنوی
تنها که میشوی ساده میشوی ، فکر میکنی همه مثل خودت تنها هستند ،
تنها که میشوی سکوت را دوست داری ، و عاشق خواندن نگاه هایی ،
تنها که میشوی در اوج بزرگی کوچک میشوی
تنها که میشوی برای دیگران خوش آیند نیستی دیگر
میدانی درد چیست ، درد تنهایی نیست ، درد را وقتی حس میکنی که در تنهایی باشی ، و وقتی بخواهی
خود را نجات دهی تازه میفهمی دستانت بسته هستند ، تازه میفهمی آنقدر در تنهایی خود سکوت کرده ای
که دیگر کار از کار گذشته ، تازه میفهمی برای آمدن به دنیای شلوغ معیار بودنت خودت نیستی ، معیار ها
بسیار فرق میکند با آنچه تو می پنداشتی ، تازه میفهمی چقدر تنهایی ،
اما تنهایی دوست دارم بگویم میخواهم تنهایت بگذارم ، تا ببینم آن تنهایی ها که در تنهایی به من تنها تحمیل
کردی ،تا کجا میتوانی تنهایی تحمل کنی
هر کجا هستم باشم آسمان مال من است
خدایا کمکم کن ، مثل همیشه که مستحق کمک کردن نبودم و تو کمکم کردی
مثل همیشه که استحقاق نداشتم و لی تو سفره کرمت را بر من گستردی
از نامم چه پرسی ، که نامم خبر از نشانم نمیدهد ، در این دنیای بزرگ قشنگ کوچک زاده شدم ، مسافری بودم ، راه را گزیدم ، پیاده بودم ولی کوله بارم پر از امید ، رفتم ، رفتم و رفتم ، نه بهتر است بگویم آمدم ، آمدم و آمدم ...
اکنون کمی خسته ام ، نشسته ام همین کنار ، همین کنار را میگویم ، کجا را نگاه میکنی ، مگر این دنیا چقدر بزرگ است که دور دست را نگاه میکنی ، کنارم درخت آرزوهایم را کاشته ام ، جوان است ولی بزرگ میشود روزی ، برگ میدهد ، میوده میدهد روزی ، درخت را که پیدا کردی ، آنجا هستم ، تکیه زده ام به درخت آرزو ، بیخیال ، این جا هم ماندنی نیستم ، مسافرم ، درست مثل خودت .....
_________________________________________________________
دوست خوبم که نظر داده بودی ، خیلی خوشحال شدم از نظر قشنگت ، انگار ما از من هم بی نشان تر عمل کردید ، نه وبسایتی ، نه ایمیلی ؟ حداقل یه نشونی از خودتون میذاشتید!!!!!!!
منتظر نظرات قشنگت هستم
_____________________________
شما به هزار گونه خوبید...
اونوقت تیتراژ ابتدایی برنامه سمت خدا رو نذارم رویه وبم
عاشق بیت اول این شعرم
امشب تمام عاشقان را دست به سر کن
یک امشبی با من بمان ، با من سحر کن